مهدى عبداللهى

221

هدايت وسياست در پرتو گفتگوهاى امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى )

يك ساعت به من امانت دهيد همانا حق به مقطع وموقعيّت خود رسيده و چيزى نمانده كه دنباله ظالمان بريده و قطع شود . حدود بيست هزار زره‌پوش ، غرق در سلاح ، و شمشير به دوش كه چهره‌شان در اثر كثرت سجده سياه شده بود ، به فرماندهى ، « مِسْعَر بن فَدَكى » ، « زيد بن حُصين » « 1 » وتنى چند از قاريان ، كه بعداً جزء خوارج شدند ، پيش آمدند و آن حضرت را اميرالمؤمنين نخواندند . بلكه به اسم خطاب كرده گفتند : يا على ! وقتى اين گروه ترا به كتاب خدا فرا مىخوانند اجابت كن و گرنه تو را مىكشيم ، آنسان كه عثمان را كشتيم ، سوگند به خدا اگر اجابت نكنى حتماً اين كار را انجام مىدهيم . اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : واى بر شما ! من اوّل كسى هستم كه به كتاب خدا فراخوانده‌ام و اوّل شخصى هستم كه آن را پذيرفته‌ام . براى من جايز نيست و دينم اجازه نمىدهد كه به كتاب خدا فراخوانده شوم و آن را نپذيرم . اصولًا جنگ من با آن‌ها براى اين است كه به حكم قرآن ايمان بياورند . چون آنها از فرمان خدا سر بر تافته‌اند و پيمان او را شكسته‌اند و كتابش را به دور

--> ( 1 ) - زيد بن حُصين اسلمى : از مهاجرين و اصحاب على عليه السلام به شمار آمده‌است . تنقيح المقال : 1 / 462 . .